چرا نفرت از آمریكا در دوران اوباما شدت گرفت؟
معاون یك مؤسسه تحقیقاتی در آمریكا با اشاره به نظرسنجی های جدید كه از گسترش نفرت عمومی در خاورمیانه علیه كاخ سفید حكایت می كند، تصریح كرد این اتفاق برآمده از رفتار فریبكارانه باراك اوباماست.
تدگیلن كارپنتر (معاون مؤسسه كاتو در امور سیاست خارجی و دفاعی) در این باره نوشت: نتایج نظرسنجی اخیر زاگبی بیانگر آن است كه نگرش مردم عرب نسبت به آمریكا از همیشه منفی تر شده است. واكنش ها در این كشور به دو بخش تقسیم می شوند، یك دسته شانه های خود را بالا انداخته و بهانه می آورند كه همیشه اعراب از آمریكا متنفر بوده اند. در صورتی كه از نظر تاریخی این موضوع حقیقت نداشته و این نظریه دلالت بر یك دسیسه دارد و آن این است كه احساسات ضد آمریكایی در «دی ان ای» اعراب جا سازی شده و لزوماً واكنشی بر علیه سیاست های واشنگتن در این قسمت جهان نیست. برداشت متفاوت دیگری وجود دارد كه این خصومت ها از دوران زمامداری بوش باقی مانده و با گذشت زمان پرزیدنت اوباما همانند اروپا و یا دیگر مناطق تصویر آمریكا را در جهان عرب نیز بهبود خواهد بخشید.
وی در این مقاله كه از سوی مجله نشنال اینترست منتشر شده می افزاید: اوباما در شروع كارش با موضعگیری ها و ژست های سیاسی به ویژه در سخنرانی اش در قاهره در سال 2009 موفق شد مواضع اعراب را نسبت به آمریكا به شدت ترمیم نماید. لیكن هم اكنون این محبوبیت نه تنها از بین رفته بلكه مواضع مثبت نسبت به آمریكا در بسیاری از كشورهای اسلامی كمتر از میزان مشابه در پایان زمامداری بوش است.
نویسنده فصلنامه نشنال اینترست توضیح می دهد: این واكنش شدید را می توان به دلایل ذیل تشریح كرد. اكثر اعراب در زمان جرج بوش و رؤسای جمهور ماقبل او در رابطه با سیاست خارجی آمریكا نسبت به منطقه شان توهمی نداشتند. ولیكن شعارهای اوباما در ابتدای كار، مردم را به این فكر انداخت كه احتمال دارد این دولت تغییراتی را در سیاست های آمریكا ایجاد نماید. كاهش میزان محبوبیت در نظرسنجی زاگبی احتمالاً به دلیل ناامیدی و یأسی است كه ایجاد شده است. این یك واكنش طبیعی انسانی نسبت به حریفی است كه پرمدعا و دورو بوده و نفرت بیشتری نسبت به شخصی كه متظاهر نیست، ایجاد می كند. از این لحاظ واكنش اعراب نسبت به كارایی اوباما مشابه عكس العمل مردم آمریكا است كه فكر می كردند سیاست خارجی و شاید سیاست اقتصادی داخلی نسبت به دوران بوش بهبود خواهد یافت.
كارپنتر یادآور شد: حامیان سرخورده شاهد بودند كه چگونه اوباما دامنه جنگ غیرعقلانی در افغانستان را گسترش داده و چطور درصدد است راهی بیابد كه مدت استقرار نیروهایش در عراق را طولانی تر كرده و چرا اصرار دارد كه بودجه فراوانی برای وزارت دفاع اختصاص دهد. لذا مردم آمریكا با اعراب كه امیدوار بودند سیاست های مطلوبتری در واشنگتن پیاده شوند، اشتراك نظر دارند. این واكنش همچنین در مورد برخی از مردم آمریكا كه امید اندكی داشتند كه اوباما دارای تفكرات جدیدی از دموكراسی بوده و ضرورت احتیاط در امور مالی را جدی بگیرد، صادق است.
وی توصیه كرد: اگر آمریكا مایل است كه تصویر مخدوش خود را در دنیای عرب ترمیم كند، نیازمند است كه سیاست های خود را به شدت تغییر دهد، نه اینكه برخی مواقع رهبران سیاسی اش سخنرانی های جالبی ایراد كنند. واشنگتن نمی تواند ادعا كند كه حامی دموكراسی است در حالی كه به خزیدن در بستر رژیم های استبدادی ادامه داده به این بهانه كه آن رژیم ها برخی از سیاست های او را حمایت می نمایند و یا پایگاه های نظامی مناسب در اختیار او می گذارند.
حتی رهبران آمریكا نمی توانند انتظار قدردانی از جمعیت سركوب شده داشته باشند در حالی كه آمریكا یك طاغوت فاسد را كه برای ده ها سال قبل از او حمایت می نموده، درهنگام و در لحظات آخر رها ساخته است (طلاق حسنی مبارك). مردم شاهد چنین تغییرات كلبی مسلكانه سیاسی هستند.
معاون مؤسسه كاتو در پایان نوشت، آمریكا زمانی به عنوان یك روزنه امید برای اكثر مردم جهان منجمله دنیای عرب به شمار می رفت. باعث تأسف است كه این كشور دیگر چنین موقعیتی را دارا نیست. ضرورتی ندارد چنین وضعیتی ادامه یابد، اما بدون شك «امید و تحول» از طریق ایراد سخنرانی های توخالی كسب نمی گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 10:1  توسط عمار  |