ریاض به اتاق فتنه اسرائیل در منطقه تبدیل شده است
یك نویسنده عرب به افشای ابعادی از روابط آل سعود و رژیم صهیونیستی پرداخت.
به گزارش اسلام تایمز، صادق الاسعد در گزارش خود یادآور شده است: برخی خبرها حاكی از آن است كه ایهود اولمرت نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی با یك مقام بلندپایه عربستان (احتمالا ملك عبدالله) در اردن دیدار كرده است. همچنین این گزارشها از انجام دیدارهای جمعی از مسئولان اسرائیلی با بندربن سلطان از شاهزادگان بانفوذ سعودی حكایت دارد و از جمله منابع آگاه به انجام چنین دیدارهایی را در سالهای 2006 و 2007 بین شاهزاده بندر و مقامات اسرائیلی تاكید دارند هرچند كه ملاقات اولمرت و ملك عبدالله در اردن را تایید نمی كنند.
این گزارش می افزاید: «تركی فیصل سفیر سابق عربستان در آمریكا با مئیر داگان رئیس پیشین موساد دیدار كرده است. همچنین منابع كانادایی از وجود فعالیتهای مشترك عربستان- اسرائیل در خاورمیانه، آسیای میانه، شاخ آفریقا و منطقه قفقاز خبر می دهند كه در پی برخی اهداف است از جمله؛ تضعیف قدرت مصر در دوره پس از سقوط مبارك به واسطه حمایت از گروههای سلفی و وهابی، هدف قراردادن دوستان ایران نظیر سوریه و همچنین آموزش برخی عناصر برای ایجاد هرج و مرج در مناطق مختلف به كمك انگلیس. این آموزشها در عربستان انجام می شود.»
یادآور می شود در جریان حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و باریكه غزه، برخی گزارشها از هماهنگی و حمایت همه جانبه رژیم سعودی نسبت به جنگ افروزی اسرائیل حكایت می كرد. همان زمان بود كه گروههای مقاومت منطقه نام شبكه العربیه را به العبریه تغییر دادند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:14  توسط عمار  | 

دورخیز جریان انحرافی برای انتخابات
یك عضو بدنام حلقه انحرافی كه پیش از این به دلالی در دانشگاه آزاد می پرداخت، اكنون نقش مشابهی را برای حلقه مذكور ایفا می كند.

نامبرده اخیرا با سوء استفاده از برخی ناهماهنگی ها در جریان ادغام وزارتخانه ها و خلأ پیش آمده، از طرف حلقه انحرافی مامور شده تا مدیران چند شركت را احضار نموده و با آنها برای نقش آفرینی در انتخابات اتمام حجت كند. این فرد كه ظاهرا پیش از این قرار بوده با ایرانیان مقیم خارج ارتباط بگیرد، اكنون مدیران چند شركت را بدون هیچ وجاهت حقوقی و قانونی احضار كرده و تذكر داده كه اگر به نفع حلقه متبوع وی نتوانند در انتخابات- به شكل منطقه ای و استانی- نقش آفرینی كنند، باید با جایگاه مدیریتی خود خداحافظی كنند! وی حتی تهدید كرده كه در صورت عدم تحرك كافی، افراد جایگزین هم مشخص شده اند.
گزارش رجانیوز حاكی است: یكی دیگر از افراد موثر در جریان نفوذی نیز كه عمدتا در حوزه صنعت فعالیت می كند، به رایزنی با مدیران صنعتی پرداخته و از آنها می خواهد تمام ظرفیت خود را برای جذب رای به ویژه در شهرهای كوچك از طریق ارائه تسهیلات به نام فرد مورد حمایت این جریان به كار بگیرند.
به دلیل تغییرات در راس سه وزارتخانه مهم رفاه، صنایع و نفت كه شركتهای زیرمجموعه زیادی نیز در زیرمجموعه این وزارتخانه ها قرار دارد، جریان نفوذی با سوء استفاده از اشراف نداشتن سرپرستان وزارتخانه ها، در حال نفوذ دادن مهره های وابسته به خود است.
كیهان آمادگی دارد در صورت تداوم این تحرك انحرافی توسط فرد بدسابقه مذكور، گزارشهای بیشتری را منتشر كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:13  توسط عمار  | 

تو یكی دیگه لطفاً ... شو!
انتشار تحلیلی از طنزنویس خارج نشین نشریات زنجیره ای كه اپوزیسیون را دعوت به عبرت گرفتن از رفتارهای هیجانی كور می كرد، دور تازه ای از زد و خوردها را در درون اسب تروای اپوزیسیون كلید زد.
«ا-ن» كه اكنون در بروكسل روزگار می گذراند بهمن سال 88 به خاطر دفاع از پروژه «اسب تروا برای 22 بهمن و فتح میدان آزادی»! مورد شماتت فراوان گروهك های اپوزیسیون قرار گرفت. وی چند روز پیش از موضع دعوت به عقلانیت و خردورزی درآمده و نوشته بود كه با هزار نفر نمی شود در ایران انقلاب درست كرد و تتمه مخالفان را برای آسیب دیدن به خیابان فرستاد چرا كه شرایط انقلاب اصلاً فراهم نیست.
انتشار این رهنمود آن هم از جانب كسی كه خود باعث به تله افتادن شماری از افراد میدانی گروهك ها شده بود، لج برخی از عناصر وابسته به اپوزیسیون را درآورد چنان كه یكی از همكاران بالاترین با قلمی طعنه آمیز و آمیخته به اغلاط املایی تعمدی نوشته است: آقای [ن] گویا خارج نشینی بر شما هم اثر كرد و اون محسن سازگارایی كه فرمان فتح رادیو تلویزیون را در 22 بهمن 1388 داده بود!! شما را از راه به در كرد! صد رحمت به اسب تروای شما. اگه یه میلیون آدم میومد، حرف شماها واقعن عملی می شد. اشكال كار شما این بود كه آرزو را واقعیت تصور كرده بودید و درجه التهاب را اشتباه خانده بودید و چه دكتر خترناكی! در حالی كه رهبران شاخه مسلمانان رحمانی و دمكرات جنبش سبز، كه اصلن طرح راه پیمایی 25 بهمن، ایده آن ها و مشاورینشان بود، دعوت به سكوت می كردند، از خودت بگیر تا برسی به آقا محسن و مریم و مسعود مرده و بنی صدر و سلطنت طلب و غیرو، همه گفتید بروید بیرون و تا پیروزی به خانه برنگردید و دو شاخ گنده نصیب ما كردید در همان روز 25 بهمن... البته شما اگر عمرن گفته باشید لنگش كن.
طعنه اخیر بالاترین اشاره به آخرین نوشته نبوی در روزنت است كه با لحنی آمیخته به غلط كردم اذعان كرد، وقتی می نویسد لنگش كن، مورد اعتراض واقع می شود و وقتی هم می نویسد لنگش نكن، باز مورد اعتراض و ناسزا قرار می گیرد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:12  توسط عمار  | 

زلزله در اپوزیسیون! نفوذی بعدی كیست؟ (خبر ویژه)
پخش مستند «الماسی برای فریب» كه گوشه های نفوذ سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی در عمق محافل ضدانقلاب مقیم اروپا و آمریكا را به تصویر كشیده، باعث یك زلزله تمام عیار در این محافل شده است.
این محافل با حمله شدید به عناصر مرتبط با رضا مدحی طی دو سال گذشته، از خود پرسیده اند نفر بعدی كه به ایران می گریزد و از اندرونی اپوزیسیون خبر می برد چه كسی خواهد بود؟ رجب مزروعی؟ اردشیر امیر ارجمند؟ مجتبی واحدی؟ محسن مخملباف یا...؟ آنچه می خوانید گزیده ای از این بازتاب هاست كه در عین حال ابعادی از ضربه وارده به ضد انقلاب را روایت می كند.
سایت صهیونیستی بالاترین در واكنشی نوشت: رضا مدحی كه خود را به گروه های اپوزیسیون نزدیك كرده بود، به تازگی سر از تهران درآورده است. او خود را تاجر الماس معرفی كرد و با هدف نزدیك شدن به اپوزیسیون، گره جنبش جمع یاران را راه اندازی كرده به افرادی مانند امیرحسین جهانشاهی، نوری زاده، خوانساری، مخملباف، عبدالله مهتدی و دهها نفر دیگر نزدیك شده بود. او همچنین تلاش كرده بود تعدادی از روزنامه نگاران را در خارج بخرد.
بالاترین در مطلب دیگری كنترل خود را از دست داده و می نویسد: كدام خری این مدحی را جذب كرد؟ بارها به رفقای دوروبر می گفتیم جو زده عمل نكنیم تا رو دست نخوریم. واقعا برای برخی دوستان مقیم خارج متأسفیم كه كلی ادعا دارند ولی فقط آبروی اپوزیسیون را می برند. ای نوری زاده خائن! امروز می فهمیم كه اپوزیسیون خارج واقعا هیچ است.

پایگاه اینترنتی ایران گلوبال نیز در واكنشی قابل تأمل نوشت: «استهزای فریب خوردگانی كه خام مأمور وزارت اطلاعات شده بودند و می پنداشتند مشغول برپا ساختن «دولت در تبعید»اند، زمانی براه می افتد كه در پی همایش سكولارهای سبز در تورنتو می رویم تا مقدمات «همایشی ممكن» را براه بیاندازیم و این نخستین باری نیست كه این آقایان به نام اپوزیسیون ایرانی در پروژه سازی های خود همه مبارزات و امید برای دست یازی به آزادی را به سخره می گیرند سال هاست كه همین مافیا با تسلط اش بر رسانه ها در خیال و رویای بهره وری های شخصی، جنبش سیاسی اپوزیسیون را بازیچه خود قرار داده اند. وجود اینها چیزی جز توهین به اپوزیسیون نیست».
این پایگاه ضدانقلابی می افزاید: امروز با بر ملا شدن چنین گندابی می توان به عمق فاجعه حضور این مافیا در زندگی سیاسی اپوزیسیون پی برد. می توان به نقش آفرینی شان در رسانه های فارسی زبان در تایید و انكار این و آن جریان اندیشید و دریافت كه سی و دو سال دكان های دونبشه سیاست و اندیشه چه زخم هایی بر پیكر اپوزیسیون فرود آورده اند. این رویداد خیانتی بزرگ بود.
اما بخوانید از پایگاه اینترنتی خودنویس كه می پرسد پس از غافلگیری اخیر، در نوبت بعدی باید منتظر سورپرایز كدام یك از افراد دیگری بود كه خود را به عنوان اپوزیسیون در اروپا و آمریكا جا زده اند؛ «بر مدحی ها سرزنشی وارد نیست كه آنها براساس مأموریت جمهوری اسلامی، انجام وظیفه می كنند اما سوالات بسیاری درباره مداحان مدحی ها وجود دارد. دو سال است كه فریاد می زنیم و می نویسیم این جماعت كه با چپاول سرمایه های مردم ایران در خارج كشور آشیانه گزیده و مدام به نام مردم ایران در رسانه ها و توسط به اصطلاح مفسرین خبری و سیاسی تبلیغ شده و جنبش سبز را ملك مشاع خویش می دانند به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند و نباید به زنده و مرده این عناصر اعتماد كرد. هرچه ما بیشتر نوشتیم بیشتر متهم به تفرقه گشتیم. بی پرده از آقای نوری زاده كه مدعی بود با بدنه سپاه ارتباط دارد و مدحی به او اطلاعات می دهد، می پرسیم در برابر این رسوایی چه پاسخی دارید؟ مورد مشكوك مشابه سناریوی كمپین سفارت سبز توسط حیدری كنسول ایران در نروژ است. ارتباط حیدری با جهانشاهی و مدحی چه می تواند باشد؟»
«خودنویس» اضافه كرد: اینك باید از آقای نوری زاده پرسید كه این جریان نفوذی تا كجا می تواند در میان اپوزیسیون پیش رفته باشد و چه تضمینی وجود دارد كه فردا، آقایان امیرارجمند و یا واحدی و مزروعی در صداوسیمای جمهوری اسلامی آفتابی نشوند؟ آیا وقت آن نرسیده است دست وابستگان رژیم همچون مدحی و مداحان آنها و كسانی كه سعی در ارتباط گرفتن با آنها براساس منافع شخصی می نمایند، از میان اپوزیسیون جنبش سبز كوتاه شود؟
سایت اپوزیسیونی «رادیو كوچه» یكی دیگر از رسانه های ضدانقلابی بود كه با عصبانیت نوشت: آنچه در الماس فریب مشهود است اینكه بخشی از اپوزیسیون خارج كشور عملكرد بسیار ضعیفی در این ماجرا داشته و آثار و نتایج بسیار زیانباری را متوجه اپوزیسیون خواهد كرد. با پخش این فیلم، اطلاعیه اخیر وزارت اطلاعات مبنی بر دستگیری 30 جاسوس آمریكا و متلاشی كردن یك شبكه پیچیده جاسوسی و خرابكاری وابسته به سازمان سیا معنای بیشتری پیدا می كند. متاسفانه در اثر سهل انگاری برخی اعضای اپوزیسیون در همكاری با مدحی و گروه یاران بی شماری از افرادی كه در داخل ریسك همكاری با خارج را پذیرفته بودند، در معرض خطر دستگیری و حتی اعدام قرار گرفته اند. از سوی دیگر فراموش نكنیم كه به قول معروف با «تو زرد از آب درآمدن» فردی كه خودش و گروه خیالی اش دو سال تمام سوژه اپوزیسیون بوده، انتشار خبرها، تحلیل ها و اظهارات جعلی و بی اساسش ضربه ای سخت بر پیكر اعتماد به جنبش وارد خواهد آورد كه بازسازی آن كار آسانی نخواهد بود. این اتفاق شاید زنگ خطری را برای كنشگران و مبارزان و اعضای اپوزیسیون خارج از كشور به صدا درآورده باشد تا به این راحتی فریب هركسی را نخورده و به قیمت اضافه كردن یك فرد به جمع مخالفان رژیم با آبرو و جان و امنیت مخالفان بی شماری بازی نكنند.
در همین حال سایت بالاترین در نوشته دیگری با نگرانی پرسیده است: نوری زاده ادعا می كرد كه مدحی 13سال منبع او بوده اما حالا همین فرد سرباز گمنام رژیم از آب درآمده است. به راستی چرا و با چه انگیزه ای علیرضا نوری زاده وی را برای اولین بار به عنوان مبارز در رسانه ها به مردم معرفی كرد؟ بعد از علیرضا مدحی چه كسان دیگری به تهران خواهند رفت؟ محسن مخملباف و علیرضا نوری زاده و امیرعباس فخرآور و محمدی؟ كدام یك؟ همین نوری زاده و تلویزیون كانال یك بودند كه مدحی چماقدار رژیم را تطهیر می كردند و او را به عنوان مبارز و... معرفی می كردند، خود نوری زاده هم از مدتها پیش توسط اربابان مدحی خریداری شده و در زمان شاه هم برای ساواك كار می كرد، نوری زاده عاشق كاركردن برای سرویس های اطلاعاتی است.
این رسانه وابسته به اپوزیسیون پرسیده است: این بابارو چه جوری به ایران برگردانده اند؟ نوری زاده آدم شهرت طلبی است كه به هر دست و پازدنی است می خواهد خود را شخص مهمی معرفی كند و این هم سرانجام كارش.
وبلاگ «یار دبستانی» از همكاران شبكه بالاترین نیز این گونه نوشته كه؛ آشنایی من با مدحی 7 ماه قبل در یكی از مسنجرها بود. مدحی با كمال صراحت ادعا كرده بود جمهوری اسلامی تا 3 ماه دیگر سقوط خواهد كرد. وقتی این را گفت دیگر مطمئن شدم كه كلكی در كار اوست(!)
در این میان بخوانید از امیرفرشاد ابراهیمی كه همین چند ماه پیش تهدید كرده بود به ایران بازمی گردد و همه پته اپوزیسیون كلاهبردار را روی آب می ریزد. او اكنون می نویسد؛ بسیاری از همان ابتدا با تردید به سخنان مدحی می نگریستند و بسیاری متعجب از اینكه چطور فردی كه به گفته خود از دل نظام آمده، هنوز از گرد راه نرسیده، این چنین مطرح می شود و دربستر حوادث ملتهب قرار گرفته است. اما هرچه بود اكنون وی در تهران است.
ابراهیمی می نویسد: بی شك اولین كسانی كه تریبون های اطلاع رسانی خود را آن هم در حد وسیع و گسترده و مداوم در اختیار این فرد معلوم الحال گذاشته و از او یك «قهرمان ملی» و «سردار تواب» ساختند باید پاسخگو باشند. جواب ناامید كردن آنهایی كه ساعتها می نشستند پای رادیوها و تلویزیونها و برنامه های هیجانی وی را می دیدند و به سقوط جمهوری اسلامی امیدوار می شدند را چه كسی اكنون باید بدهد؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:11  توسط عمار  | 

وجود شیطان پرستان در جریان انحرافی جدید

 اساس تفکر فراماسونرها اومانیست است که برگرفته از یونان و مصر باستان است و در فراماسونری هم جریان دارد و این تشکیلات راه افتاد تا با ادیان مقابله کند البته برخی تنها ادیان را نهی می کنند اما می گویند خدا را قبول داریم.

 مهر: رئیس موسسه مطالعات تاریخی ایران معاصر گفت: در جریان انحرافی جدید سر و کله شیطان پرستان دیده می‌شود و در اعترافات یکی از افرادی که دستگیر شده است این مطلب دیده می‌شود.

موسی فقه حقانی در همایش بررسی "جریان شناسی تاریخ معاصر ایران؛ فراماسونری" که ظهر پنجشنبه در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد در سخنانی با موضوع تاریخچه فراماسونری گفت: فراماسونری یک تشکیلات نخبه گرا و نهان روش است و کاملا مخفی عمل می‌‌کند و اسرارش را به هیچ وجه افشاء نمی‌‌کند.

وی ادامه داد: این تشکیلات توسط الیگارشی یهود ساخته شد و قصدش این است که سلطه یهود را بر جهان حاکم کند. این جریان صرفا جاسوسی و سیاسی نیست بلکه علاوه برسیاسی و جاسوسی بودن تشکیلاتی فرهنگی نیز هست و بر روی جذب نخبگان تمرکز دارد.

فراماسونرها متأثر از شیطان پرستان هستند

فقه حقانی عنوان کرد: این گروه خود را ادامه تشکیلات صنف بنایان می‌دانند و برخاسته از چند تشکل شیطانی قرون وسطی هستند که می‌خواهند خود را گروهی بی آزار که به دنبال ساختن انسانها است تعبیرو معرفی کنند.

وی افزود: ادعای اینها این است که حضرت آدم اولین فراماسونر است و با کمی تخفیف حضرت سلیمان را به علت ساختن معبد فراماسون می دانند که هیچکدام از اینها سندیت ندارد.

این محقق فراماسون پژوه با بیان اینکه تفکر کابالایی ریشه در مصر باستان دارد اضافه کرد: کابالایست یک رویکرد اومانیستی و دنیاگرایانه نسبت به انسان و جهان دارد.

خالکوبی؛ نماد کابالایی

حقانی ادامه داد: فرقه دیگری که جز کابالا در شکل گیری فراماسون نقش دارد شهسواران معبد است و نمادهای آن خالکوبیهایی است که فوتبالیستهای اروپایی نظیر دیویدبکام و ... انجام می دهند و امروز در برخی از فوتبالیستهای ما نیز نفوذ کرده است.

وی با اشاره به رویکرد شیطان پرستانه این گروهها اظهارداشت: در جریان انحرافی جدید نیز سر و کله شیطان پرستان دیده می شود و در اعترافات یکی از افرادی نیز که دستگیر شده است این مطلب آمده است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: فراماسونری نه صنفی است نه مربوط به حضرات سلیمان و آدم است بلکه یک جمعیتی است که از درهم آمیختن شرک و شیطان پرستی به وجود آمده که قصد سلطه بر جهان را دارد.

اومانیسم؛ مبنای تفکر فراماسونها

وی افزود: اساس تفکر فراماسونرها اومانیست است که برگرفته از یونان و مصر باستان است و در فراماسونری هم جریان دارد و این تشکیلات راه افتاد تا با ادیان مقابله کند البته برخی تنها ادیان را نهی می کنند اما می گویند خدا را قبول داریم.

فقه حقانی اظهارداشت: یکی از اصول دیگر فراماسونری سکولاریسم است به این معنی که اجازه ندهیم دین و مفاهیم دینی در زندگی و سیاست دخالت کند.

وی ادامه داد: پلورالیسم یکی دیگر از ویژگیهای معرفتی ماسونها است که در آن قرائتهای مختلف به رسمیت شناخته می شود و برتری در میان تفکری وجود ندارد البته به نحوی "دئیسم" را هم ترویج می کنند.

فقه حقانی افزود: دئیست ها معتقدند که خدا ما را آفریده است اما ما با دین کاری نداریم البته در مراحل بالاتر اینها آفرینش را هم منکر می شوند.

عبور از دین در جریان انحرافی وجود دارد
این محقق و نویسنده عنوان کرد: در سخنان رئیس جریان انحرافی هم عبور از دین دیده می شود و می گوید دوره اسلامگرایی روبه پایان است و در جایی می گوید که امام زمان هم بیاید دیگر با زبان دین با مردم دنیا سخن نمی گوید.

وی اظهار داشت: نگاه جهانی از دیگر ویژگیهای فراماسونرها است که در جریان انحرافی جدید هم دیده می شود اساسا فراماسونری با شعار جهان محوری تاسیس شد تا براساس اصولی مانند برادری، برابری و آزادی دنیا را تسخیر کنند.

اولین فراماسونر ایران

استاد تاریخ دانشگاه بااشاره به تاریخچه فراماسونری در ایران اظهارداشت: میرزاحسن خان ایلچی که یهودی بوده و به ظاهر مسلمان می شود اولین فراماسونر ایران بوده و این پدیده یهودی تازه مسلمان شده ضربات زیادی به کشورهای اسلامی وارد کرد.

وی افزود: در حساس ترین مقطع از تاریخ ایران و در دوره فتحعلی شاه قاجار فراماسونرها نفوذ می کنند و این بلاها را بر سر کشور می آورند و بزرگترین خدمت را به سیاستهای استعماری انگلیس می کنند و جلوی حرکت علما را می گیرد.

حقانی اظهارداشت: فراماسونری با توجه به نهان روشی هیچوقت با تابلو و پلاکارد وارد نمی شود ولی وقتی سیطره عمومی پیدا کرد ممکن است بروز داشته باشد اما اساس کار آنها نهان روشی است و در غرب هم به خوبی نمی توان نمادی از آنها را دید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:10  توسط عمار  | 

كی بود؟ كی بود؟ ما نبودیم!
قائم مقام حزب اعتماد ملی می گوید كروبی ستاد انتخاباتی خود را بیرون از این حزب تشكیل داده بود و حزب هیچ نقشی در انتخابات و بعد از آن نداشت!
رسول منتجب نیا قائم مقام كروبی در حزب اعتماد ملی ضمن مصاحبه با یك نشریه دانشجویی گفته است: در جریان انتخابات ریاست جمهوری برخلاف آن چه كه تصور می شود، علی رغم این كه دبیركل این حزب كاندیدای انتخابات بود، حزب اعتمادملی هیچ گونه نقشی نداشت. نه ستاد داشت، نه دخالتی در تصمیم گیری ها می كرد. تنها كارش این بود كه ایشان را كاندیدا كرده و این مساله را اعلام نمود. ستاد انتخاباتی كاندیدا هم در جای دیگری تشكیل شده بود و توسط افراد دیگری هم اداره می شد. اصلا حزب هیچ گونه نقشی در این قضایا نداشت. حالا من نمی گویم كه این كار خوبی بود، قاعدتاً این كارها باید زیر نظر حزب انجام می شد و خود حزب هم ستاد تشكیل می داد، ولی كاندیدای حزب نخواست كه حزب دخالتی در ماجرا داشته باشد و گفت من خودم می خواهم ستاد بزنم! بنده هم كه قائم مقام حزب بودم، هیچ گونه نقشی در انتخابات نداشتم. البته اعضای حزب هم به شدت نسبت به این مساله معترض بودند و می گفتند كه آقا یعنی چه، ما كاندیدا معرفی كرده ایم، پس چرا ما را به بازی نگرفته اند؟ من هم می گفتم خب كاندیدا نمی خواهد چنین كاری انجام دهد!
وی همچنین درباره عملكرد سایت سحام نیوز كه اكنون از خارج كشور به روز می شود، گفت: در جلسه اول حزب كه بعد از انتخابات بود، خبر و گزارش انتخابات را دادند. همان موقع بچه ها می خواستند اعتراض كنند كه چرا ما را به بازی نگرفتید؟ اما من گفتم: حالا كه آقایان پیروز نشده اند، بگذارید برای یك موقع دیگر و به دلخوری ها نیفزایید. جلسه تمام شد و چند روز بعد من احساس كردم كه تك روی هایی در جریان است كه با سلیقه من جور نیست، سایتی تشكیل شده و قرار بود زیرمجموعه حزب باشد، ولی متاسفانه هیچ گونه تبعیتی از حزب نداشت و به صورت خودمحوری اداره می شد. من هم اعلام كردم حزبی كه قرار است این گونه انجام وظیفه كند، جای من نیست؛ من كه دیگر آن جا پا نمی گذارم. كمتر از یك یا دو ماه بعد از انتخابات، بنده خداحافظی كردم و دیگر نرفتم. تا آن وقتی كه دفتر حزب را پلمب كردند، من در قهر بودم؛ مجموعه حزب هیچ نقشی، نه در زمان انتخابات و نه بعد از انتخابات نداشت. سایت سحام نیوز هیچ ربطی به حزب و بنده و امثال بنده نداشت.
یادآور می شود كسانی چون عیسی سحرخیز، محمدعلی ابطحی، عباس عبدی و غلامحسین كرباسچی فعالیت داشتند و افرادی از خارج (كدیور و سروش) نیز به آن مشورت می دادند.
قائم مقام حزب منحله اعتمادملی درباره اغتشاش ضدانقلابی 25 بهمن هم گفت: از من پرسیدند 25 بهمن قرار راهپیمایی دارید؟ من گفتم به هیچ عنوان. راهپیمایی ما 22 بهمن است.
منتجب نیا درباره شرط گذاری های ضمنی و گاه و بیگاه خاتمی نیز این گونه پاسخ داده است كه «من نظر ایشان را نه رد می كنم و نه از آن دفاع می كنم، اصلا من نمی دانم كه بر مبنای چه اطلاعاتی ایشان وارد صحنه شدند؛ به هر حال به قول معروف می گویند كه یك نفری را در ده راه نمی دادند، سراغ خانه كدخدا را می گرفت! هنوز مشخص نیست كه آیا اصلاح طلبان می توانند وارد صحنه بشوند یا نه، آن وقت ما می آییم شرط و شروط هم می گذاریم».

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:25  توسط عمار  | 
اكبر گنجی اظهارات اخیر خاتمی را مغشوش و سردرگم توصیف كرد.
وی ضمن مقاله ای كه در وب سایت رادیو زمانه منتشر شده می نویسد: وقتی امكان هرگونه فعالیت در داخل مسدود شد، یك تن از اروپا به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشاركت اسلامی بیانیه های اصلاح طلبانه صادر می كند. معنای این عمل چیست؟ معنای آن این است كه دیگر در داخل كشور نمی توان گفت: «ما خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستیم.»
گنجی می افزاید: اصلاح طلبان به مذاكره با حاكمیت امیدوارند اما معلوم نیست نظام كه آن همه هزینه بابت حذف اصلاح طلبان پرداخت كرد به كدام دلیل باید مجددا آنها را به ساختار سیاسی راه دهد؟ رهبری و نظام روی حرفش ایستاده اما خاتمی معمولا مطالبات خود را نادیده می گیرد و پس از عقب نشینی مدعی می شود كه دیگران معنای آن را نفهمیده اند. خاتمی در حال آرمان سازی دوران ماقبل 22 خرداد 88 است. پرسش این است كه اگر آن دوران مطلوب بوده و هست، چرا كارهایی صورت گرفت كه همه آنها از دست برود؟ پاسخ خاتمی این است، كارهایی كه صورت گرفت ربطی به من نداشت و من بسیاری از اقدامات صورت گرفته را قبول نداشتم و ندارم. آیا اگر به فرض خاتمی موفق شود و وضعیت را به قبل از 22 خرداد 88 برگرداند، این دستاوردی برای جنبش سبز است؟ هدف اولیه جنبش سبز ابطال انتخابات بود كه نشد.
این همكار سابق نشریات زنجیره ای همچنین یادآور شد: سیاست مانند شعر عرصه ابهام و ایهام نیست. در سیاست باید مواضع روشن و دقیق اتخاذ كرد تا حداقل اعضای حزب و جبهه خودی تكلیفشان را بدانند كه چیست. نمی توان با سخنانی كه ده ها تاویل برمی دارد، امكان دارد تا هر كس برداشت مطلوب خاص خود را داشته باشد و در نهایت از همه آنها شانه خالی كرد. در طرح های دوقلو (اختیارات ریاست جمهوری و قانون انتخابات) برداشت همگانی این بود كه اگر آنها پذیرفته نشوند، خاتمی كناره گیری (استعفا) خواهد كرد، اما وقتی شورای نگهبان آنها را رد كرد، خاتمی مدعی شد كه دیگران حرف او را بد فهمیده بودند.
اكنون هم باید پرسید آیا اگر رژیم زندانیان را آزاد نكرد یا موسوی و كروبی از حصر درنیامدند و یا اجازه فعالیت مجدد به حزب مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب داده نشد، آیا خاتمی در آن صورت در انتخابات شركت نخواهد كرد؟ اگر چهره های شاخص اصلاح طلبی مانند مجلس هفتم و هشتم رد صلاحیت شدند چطور؟ یك چیز روشن است. هیچ یك از مدافعان خاتمی نمی توانند قاطعانه بگویند او در این صورت در انتخابات شركت نخواهد كرد.
گنجی همچنین نوشت: خاتمی چنان سخن می گوید كه دیگران سخنان او را «شرایط» شركت اصلاح طلبان در انتخابات می فهمند یا می فهمانند. پرسش این است، مگر خاتمی خود قادر نیست به صراحت بگوید «اینها شرایط سه گانه اصلاح طلبان برای شركت در انتخابات است و در صورتی كه این شرایط محقق نشود، ما در انتخابات شركت نخواهیم كرد؟»
آیا شرایطی وجود دارد كه تحت آن شرایط خاتمی در انتخابات شركت نكند؟ آن شرایط چیست؟ اما خاتمی این گونه سخن نخواهد گفت تا راه را به روی خود نبندد. اگر هیچ یك از این شرایط محقق نشد و او در انتخابات شركت كرد، هیچ كس نمی تواند به او بگوید پس شرایطت چه شد؟ پاسخ او چنین خواهد بود، آنها مطالبات ما بود، نه شرایط شركت در انتخابات.
وی با بیان این كه «سبزها مدعی شدند در انتخابات تقلب شده و رژیم همان رژیم است» می نویسد: او بارها برای مذاكره با رهبری طی 2 سال اخیر اقدام كرده اما وقت ملاقات به وی داده نشده است.
سایت بالاترین نیز رفتار پر تناقض و بی ثبات خاتمی را «عشوه شتری اصلاح طلبان برای رژیم» توصیف كرد و نوشت: چند وقتی است خبرهای داغی از پشت پرده ها بیرون می خزند و هر بار یكی از اصلاح طلب ها خواهان بخشش می شوند، البته این سیر درخواست ها تازه نیست و از همان اول درخواست هایی مطرح می شود ولی برای قهرمان درست كردن از اصلاح طلب ها این خواست ها كمی با چاشنی تهدید و شاخ و شانه كشیدن ارسال می شد حالا هم خاتمی تداركاتچی سابق به میدان آمده اما از موضع ضعف و مال باخته. اما این رفتار، به خیال اختلاف در رژیم و نوعی عشوه شتری نسبت به حاكمیت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:23  توسط عمار  | 

اتوبوس كه چپ نشده ! (یادداشت روز)
می گویند؛ شخصی برای دوست دوچرخه سوارش كه تازه فوت كرده بود، خرما خیرات می كرد. یكی از رهگذران به جای آن كه مانند بقیه، یك خرما بردارد و فاتحه ای بخواند، پنجه در سینی انداخت و مشت خود را پر از خرما كرد. صاحب عزا كه از فرصت طلبی او ناراحت شده بود، مچ او را گرفت و به ملامت گفت؛ چه خبرته آقا؟! اتوبوس كه چپ نشده؟! یك دوچرخه سوار به جدول زده و فوت كرده!
روز پنج شنبه- 5 خردادماه- آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم بزرگداشت حماسه سازان جامعه پزشكی در دوران جنگ تحمیلی، با اشاره تلویحی به ماجرای اخیر و حركت دشمن پسند جریان انحرافی، سخنان به ظاهر مبهم و دوپهلو- و در مواردی صریح و بی پرده- داشته اند كه درباره آن با توجه به مواضع شناخته شده ایشان مخصوصا طی دو سال اخیر، گفتنی هایی هست؛
1- آقای هاشمی رفسنجانی با تلویحی نزدیك به تصریح از جریان انحرافی نفوذ كرده در حلقه نزدیك به رئیس جمهور محترم یاد كرده و تلاش می كند حركت اخیر این جریان انحرافی را نشانه حقانیت مواضع دو سال گذشته خویش معرفی كند و حال آن كه مواضع و عملكرد جریان انحرافی به وضوح و بی كم و كاست با فتنه 88 همسو و هم جهت بوده است و آنچه این جریان نفوذی در پی آن بود- و شاید هنوز هم به خیال خام خود در پی آن باشد- فقط به عنوان بخشی از خیانت و جنایت بزرگ و فراموش نشدنی سران و حامیان آشكار و نهان فتنه 88 قابل ارزیابی است. بنابراین جناب آقای رفسنجانی كه طی 2 سال گذشته به گونه ای نه چندان پنهان و در مواردی كاملا آشكار از سران و عوامل فتنه حمایت كرده اند، نمی توانند و نباید جریان یاد شده را در تقابل با خود تلقی كنند چه رسد به این كه علیه این جریان موضع گرفته و به اقدام زشت و ناپسند آن اعتراض كنند! باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید؛ كدامیك از مواضع پلشت جریان انحرافی را می توان آدرس داد كه فتنه گران - متاسفانه مورد حمایت شما- صدها برابر، زشت تر و مشمئز كننده تر از آن را مرتكب نشده باشند؟!
2- تا آنجا كه به مسئولان عالی رتبه نظام و توده های عظیم مردم فداكار و اصولگرا مربوط است، بلافاصله بعد از مشاهده انحراف در جریان یاد شده، با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی و پیروی همیشگی از خط رهبری، در مقابل این انحراف قد علم كردند و زاویه گرفتگان از بستر اصلی و تعریف شده انقلاب را محكوم كرده و علیه آنها به مقابله برخاستند. آیا، همین یك فقره به تنهایی حكایت از آن ندارد كه نظام، مردم و مسئولان در صراط مستقیم اسلام و انقلاب گام برمی دارند؟ بنابراین اتفاق خاصی نیفتاده است كه حضرتعالی برای «هشدار» و توصیه و نصیحت درباره آن، احساس تكلیف كرده باشید ! آیا اصولگرایان- به معنی گسترده كلمه- كه در مقابل انحراف ایستاده اند قابل ملامت هستند یا كسانی كه در جریان فتنه 88، آن همه جنایت، خیانت، وطن فروشی و همراهی با سرویس های جاسوسی آمریكا و اسرائیل و انگلیس را به وضوح مشاهده كردند و دم برنیاوردند؟!
گفتنی است نشریه آمریكایی «فارین پالیسی» طی مقاله ای خطاب به دولتمردان آمریكایی كه ایران را به نقض حقوق بشر متهم می كنند، نوشته بود؛ «آقای اوباما، شما بعد از افشای جنایات وحشیانه ماموران آمریكایی در زندان گوانتانامو، قول تعطیلی این بازداشتگاه را دادید ولی علی رغم تمامی اسنادی كه از وقوع جنایت در گوانتانامو حكایت می كرد، به وعده خود عمل نكردید، اما جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از اطلاع از نقض حقوق بشر در زندان كهریزك، دستور تعطیلی آن را صادر كرد. بنابراین، شما قابل ملامت و اعتراض هستید كه جنایت در گوانتانامو را دیدید و سكوت كردید، نه جمهوری اسلامی ایران كه برای مقابله با نقض حقوق بشر، حتی مسئولان برگزیده خود را نیز بركنار كرد؟!».
3- آقای رفسنجانی در مراسم یاد شده گفته است «همه باید تلاش كنیم اعتماد برخی از مردم را كه به تردید افتاده اند، برگردانیم» و توضیح نداده اند منظورشان از «برخی از مردم» چه كسانی است؟ اگر توده های چند ده میلیونی مردم را می فرمایند كه آنها در حماسه بی نظیر 9 دی و سپس 22 بهمن و ... بارها نشان داده اند به چه كسانی اعتماد ندارند و برای كدام دیدگاه و عقیده تا پای جان ایستاده اند. و اما اگر مقصود جناب هاشمی، گروه ها و جریاناتی نظیر منافقین و بهایی ها و ماركسیست ها و سلطنت طلب ها و عبدالمالك ریگی ها و غارتگران بیت المال است كه با سران فتنه مورد حمایت ایشان ائتلاف كرده بودند و نتانیاهو با صراحت از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در داخل ایران»! یاد می كرد كه باید از زبان حضرت امام(ره) خطاب به آقای هاشمی گفت؛ اگر آنها به نظام اعتماد كنند، نظام باید به حركت خود با چشم «خیانت» نگاه كند! راستی مگر همه این جریانات فاسد و جرثومه های فساد و تباهی آشكارا و بی پرده با دست اندركاران فتنه 88 در ائتلاف نبودند؟! این كه قابل انكار نیست، هست؟! چرا جناب هاشمی درباره این ائتلاف شوم مهر سكوت بر لب زده بودند و در اعتراض به آن لب تر نفرمودند، كه هیچ! از فتنه گران به صراحت نیز دفاع و حمایت كردند؟!
4- آقای هاشمی فرموده اند «آمار دروغ دادن، ادعای دروغ كردن، پول بیخودی مصرف كردن كه مردم می فهمند یك بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رأی و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد».
درباره این بخش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی اگرچه گفتنی های فراوانی است ولی تنها به چند مورد از آن بسنده می كنیم ؛
الف: فرموده اند «آمار دروغ دادن» خب! چه كسی می تواند انبوه خدمات برجسته دولت نهم و دهم را انكار كند؟ ساخت ده ها سد، هزاران كیلومتر راه، صدها كارخانه و نیروگاه، موشك های دوربرد، زیردریایی، فرستادن ماهواره به فضا، پیشرفت های خیره كننده در عرصه های نانو تكنولوژی، سلول های بنیادین، رادیو ایزوتوپ ها، دستاوردهای هسته ای، برخورداری تقریبا تمامی روستاهای ایران از برق و گاز، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و بركشیدن این اقشار از سطوح زیرین جامعه به بالاترین سطح ها و مسئولیت ها و... و... كه قابل انكار نیست و به قول شما «مردم می فهمند». باید از جناب هاشمی كه خود مسئولیت بالای اجرایی داشته اند و از مقوله كار و پیشرفت باخبرند پرسید چه كسی می تواند اینهمه خدمات را كه در پاره ای از موارد «بی نظیر» بوده است انكار كند و ارائه فهرست آن به مردم را «آمار دروغ»! تلقی كند؟! هیچكس خدمات عمرانی آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری ایشان را نفی نمی كند ولی كدام ناظر بی طرف و باانصافی می تواند این واقعیت را انكار كند كه دولت نهم و دهم ده ها و در پاره ای از موارد صدها برابر دولت سازندگی به مردم خدمت كرده است؟ آمار خدمات دولت نهم و دهم را با آمار مشابه در دولت های سازندگی و اصلاحات مقایسه بفرمائید. كدام دروغ است؟!
ب: آقای هاشمی به «ادعای دروغ» اشاره كرده اند كه باید گفت؛ چه كسانی به توصیه «جرج سوروس» و «جین شارپ» ادعای دروغ تقلب در انتخابات را مطرح كردند و با آن كه خود مسئولیت انجام چند انتخابات را داشتند و می دانستند تقلب در مقیاس میلیونی ناممكن است در این شیپور فریب دمیدند؟! و بعد از آن كه آب ها از آسیاب افتاد و عوامل اصلی به دستور گرفتن برای اشاعه این دروغ اعتراف كردند نیز حاضر به تكذیب ادعای دروغ خود نشدند؟ چه كسانی برای تامین خوراك تبلیغاتی بیگانگان در مجلس ختم «زنده »ها شركت كرده و اشك ریختند! و روی قبرهایی كه «مرده» نداشت عزا گرفتند؟! چه كسانی به دروغ ادعای شكنجه و تجاوز در زندان ها را مطرح كردند؟ چه كسانی؟! و... و صد البته حق با آقای هاشمی است كه می فرمایند «مردم این دروغ ها را باور نمی كنند» چرا كه اگر باور می كردند طومار فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 را درهم نمی پیچیدند و حماسه بی نظیر 9 دی را علیه فتنه گران نمی آفریدند.
ج: جناب آقای هاشمی از غارت بیت المال گله كرده اند كه البته، نمونه هایی از آن قابل نفی نیست ولی این نمونه ها از سوی كسانی است كه اولا؛ برخی از آنان با فتنه گران همخوان و هم پیاله بوده اند و ثانیا؛ با غارت های كلان بیت المال در دوران سازندگی و اصلاحات قابل مقایسه نیست. اینجا یك سؤال از جناب آقای هاشمی در میان است؛ چند فقره از پرونده های كلان فساد اقتصادی و غارت بیت المال كه ماجرای آنها به دادگاه نیز كشیده شده و اسناد آن موجود است، در دوران ریاست جمهوری ایشان بوده است؟! و چند فقره نبوده است؟!
د: درباره هزینه بیت المال برای جمع آوری آراء سخن گفته اند كه البته، برخی از تحركات این روزها قابل انكار نیست ولی جریانی كه در این راستا حركت می كند به شدت مورد اعتراض قرار گرفته و هم اكنون رسیدگی به صحت و سقم ماجرا در كمیسیون اصل 90 مجلس در جریان است. اما، مگر در همین جریان فتنه 88، پول های كلان غارت شده از مردم و مبالغ هنگفت و نجومی كمك های مالی ملك عبدالله پادشاه عربستان، پادشاه اردن و بسیاری از كشورهای اروپایی برای جمع آوری آراء مردم به نفع نامزد فتنه گران هزینه نشد؟ و حتی پس از فتنه نیز، مگر برای فلانی هفته ای 40 میلیون تومان پرداخت نمی شد. ولی همه دیدند كه نتیجه ای در پی نداشت. بنابراین باید با جناب آقای هاشمی همصدا شد كه «این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد»!
5- ایشان در همان مراسم فرموده اند «امروز دشمنان ما، چهار چشمی ما را نگاه می كنند و دنبال رخنه می گردند تا حضور بیشتری پیدا كنند. این چیز روشنی است و همه می توانند آن را بفهمند. خدا كند كه ما هم این چشم باز را داشته باشیم».
این بخش از سخنان آقای هاشمی با توجه به حمایت آشكار مثلث آمریكا، اسرائیل و انگلیس از فتنه 88 كه مورد حمایت ایشان بود و حضور ده ها عامل تابلودار سرویس های اطلاعاتی بیگانه و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در اردوگاه فتنه یاد شده، تعجب آور و ابراز آن از سوی ایشان تاسف بار است و باید از آقای رفسنجانی پرسید آیا می توانید آنهمه وابستگی دوستان مورد حمایت خویش به دشمنان بیرونی را انكار كنید؟! آیا بسیاری از عوامل اصلی فتنه 88 در سطح مشاوران، برنامه ریزان و سردمداران این فتنه هم اكنون به آمریكا و انگلیس پناهنده نشده اند؟ آیا عطاءالله مهاجرانی، وزیر كابینه و معاون رئیس جمهور دولت های سازندگی و اصلاحات و سخنگوی دوستان فتنه گر شما امروزه تحت مدیریت شبكه MI6 انگلیس نیست؟ و آن دیگری حداقل دو بار به اسرائیل سفر نكرده است؟ آیا جناب خاتمی با جرج سوروس صهیونیست ملاقات نكرده و دستورات دیكته شده او را به كار نگرفته است؟ آیا «مایكل لدین»، «جان كین»، «تموتی اش» و... عضو بیرونی فتنه 88 نبوده اند؟ آیا شیمون پرز با صراحت اعلام نكرده بود كه اصلاح طلبان- یعنی دوستان شما- سربازان اسرائیل هستند كه به نمایندگی از رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی درافتاده اند؟ آیا اوباما حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی از دوستان فتنه گر شما را وظیفه قطعی و غیرقابل چشم پوشی آمریكا ندانسته بود؟ آیا كمك های هنگفت ملك عبدالله سعودی به حساب سران فتنه واریز نشده بود. راستی همین دو هفته قبل آقای عطاءالله مهاجرانی سخنگوی سران فتنه با ملك عبدالله در یك نشست خصوصی در ریاض شركت كرده بود. آیا فتنه گران در روز قدس به نفع اسرائیل شعار ندادند؟ آیا روز 13 آبان به نفع آمریكا عربده نكشیدند؟ و...
جناب آقای هاشمی! سخن از رخنه بیگانگان نیست. پای «دروازه» در میان است و این دروازه را فتنه گران مورد حمایت شما به روی دشمنان اسلام و انقلاب و امام و مردم باز كرده بودند.
حسین شریعتمداری

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:22  توسط عمار  | 

دستگیری زمین‌خوار 13 میلیارد تومانی

ایسنا نوشت:

فرمانده انتظامی استان تهران و البرز از دستگیری زمین‌خواری که بیش از ۳۴ هزار مترمربع از زمین‌های چالوس را تصرف کرده بود، خبرداد. سردار علیرضا اکبرشاهی با اعلام دستگیری فردی که با تصرف اراضی ملی، ۱۳ میلیارد تومان سرمایه را به سرقت برده بود، گفت: پنجم اردیبهشت ماه سال‌جاری با دریافت گزارشی از اداره منابع طبیعی شهرستان کرج مبنی بر این که فردی به نام «محمد» از سال ۱۳۶۷ اقدام به تصرف اراضی ملی کرده و از همان سال در مراحل مختلف تاکنون ۳۴ هزار و ۵۰۰ مترمربع از اراضی ملی در منطقه چالوس را تصرف کرده است، رسیدگی به صحت و سقم پرونده در دستور کار ماموران پلیس آگاهی استان تهران و البرز قرار گرفت.

پس از بررسی و مطالعه دقیق سوابق مشخص شد که محمد در سال ۱۳۶۷ در منطقه چالوس کرج ۲ هزار متر مربع و در سال ۱۳۷۸ نیز ۶ هزار و ۱۲۰ مترمربع دیگر از اراضی ملی را در همان منطقه صرف و اقدام به کاشت درخت گردو، احداث یک باب ساختمان و دیوارکشی کرده است و در هر مرحله با ترفندهای مختلف از تحویل و بازگشت اراضی طفره رفته و صورت جلسات رفع تصرف نیز صوری بوده و به صورت قانونی تنظیم شده است.
این زمین‌خوار در سال ۱۳۸۶ نیز ۲۵ هزار و ۷۷۴ متر و در سال‌های اخیر نیز به دفعات مختلف اراضی ملی را به تصرف خود درآورده است به گونه‌ای که برابر آخرین نظریه کارشناسی صورت گرفته اراضی تصرف شده وی به میزان ۳۴ هزار و ۵۰۰ متر مربع و به ارزش تقریبی ۱۳ میلیارد تومان است، اما از همان سال ۱۳۶۷ تاکنون هیچ اقدام مؤثری مبنی بر رفع تصرف و خلع ید از تصرفات انجام گرفته صورت نگرفته است.

با به دست آمدن دلایل کافی و مستندات قانونی مبنی بر تصرف اراضی ملی توسط این فرد، وی برای سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی و از آنجا نیز با قرار وثیقه ۱۴ میلیارد تومانی روانه زندان شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:21  توسط عمار  | 

معاون رئیس جمهور زیر بار دستور بقائی و مشائی نرفت + سند

اطلاعات خبرنگار ما حاکی از آن است که ابراهیم عزیزی معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری نقش در تخلف صورت گرفته در ترک تشریفات برای ساخت هتل و اعطای مجوز غیرقانونی به خانواده فیوضی نداشته و حاضر نشده زیر بار ترک تشریفات قرارداد مورد نظر مشائی و بقائی رود.

به گزارش جهان چندی پیش رسانه ها از تخلف صورت گرفته توسط مشائی و بقائی برای انعقاد قرارداد خلاف قانون و بدور از تائید مراکز ذیصلاح خبر دادند. طی یكی دو هفته گذشته اسنادی رسمی از یك موافقت اصولی ۴۰۰ میلیارد تومانی برای احداث مجتمع تالارهای بین المللی ایران - كیش منتشر شده بود كه نشان می داد، این پروژه به‎صورت ترك تشریفات مناقصه به شركت خانوادگی یحیی فیوضی واگذار شده است، در حالی كه طبق بند «و» ماده ۲۸ قانون برگزاری مناقصات، ترك تشریفات مناقصه منوط به تأیید شورای اقتصاد، معاون برنامه‌ریزی و وزیر اقتصاد است.

نکته قابل تامل این است که ابراهیم عزیزی معاون برنامه ریزی رئیس یکی از مخالفین انعقاد این قرار داد بوده  و حاضر نشده است این سند تخلف را امضا کند.

در سندی که در متن خبر کلیشه شده است امضا اسفندیار رحیم مشائی و حمید بقائی دیده می شود اما ابراهیم عزیزی آنرا امضا نکرده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:20  توسط عمار  |